خرید بک لینک

درباره سایت

روزانه

امکانات وب

اول بگم امروز اولین روز ماه رمضان هست .....

امروز اولین دعوا رو گرفتم ......به محض اینکه شوهرم رفت سه نفری ریختن بیرون و شروع کردن به سر و صدا ، منم تازه خوابم برده بود ، هر چی صبر کردم که شاید برن تو خونه دیدم نه نمیرن ، بلند شدم در و باز کردم دیدم درشون بازه و سه نفری تو پاگرد پله دارن شلوغ می کنن ، در رو محکم بستم ، خواستم برم که صدای پا شنیدم ، از چشمی نگاه کردم دیدم دخترش زبونش رو یک متر درآورده و جلوی در ما داره زبون درازی میکنه .......همون لحظه درو باز کردم جا خورد و دوید پیش مادرش ، منم عصبانی داد زدم بیا بالا ببینم بیا بالا .....یهو مادرش گفت تو چرا نگاه کردی؟!!!!!!!! گفتم کل مشکلات خونوادگیتون رو آوردین تو راه پله حل کنین اصلا میدونی ساعت چنده؟ (ساعت سه و نیم ظهر بود) مادرش با پر رویی گفت تو مگه خوابیده بودی؟!!!!!!!گفتم نه پس عمه م خوابیده بود ....دوباره گفت ما مشکلات خود رو حل نمیکردیم میخواستیم بیرون رو ببینیم ! گفتم به جاش برو بچه ت رو تربیت کن .......

واقعا دیگه خیلی پررو شدن ! راه پله رو هم به مساحت خونه ش اضافه کرده!!!!انگار واسه خوابیدن باید از اون اجازه بگیرم .........همین پنجره تو خونه ش هست ، بالکن داره ، حتما باید از راهرو ببینی؟ تازه حیاط هم میتونه بره ......اصلا فرهنگ و شعور ندارن .......از همون اول دارن اذیت میکنن ، تا الان مدارا کردیم ولی دیگه باید یه جا جلوشون وایستاد .......

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:1 توسط روزانه |

برچسب: نویسنده: نیکان موسوی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 3:46

صفحه بندی